دوستت دارم سارا
بازم من ...
دل هر چه برای تو خرید آوردم صد شاخ گل یاس سپید آوردم سارا! اگر این دفعه جوابت نه بود همراه خودم کمی اسید آوردم نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : چهارشنبه سی ام آبان 1386
23:27 - |
| سارا ببین چی میگم
تا کی سر کوچه تان هیاهو بکشم
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : جمعه بیست و پنجم آبان 1386
15:32 - |
| تو را دوست دارم چون ...
تو را به خاطر دوســت داشتن دوســت می دارم تــو را بـــه جای همه کساني که دوست نميدارم دوسـت مـــی دارم سپيده که سر بزند در اين بــيـشه زار خـــزان زده شــايــد دوباره گلی برويد شبيه آنچه در بـــهار بـــوييديم پــس بـــه نام زندگی هرگز مگو هرگز نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
17:39 - |
| در ساحل عشق تو غرقم رهایی با خداست
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
15:41 - |
| برای همیشه دوستت دارم نه فقط الان
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
15:36 - |
| تو را دوست می دارم نه هیچکس
اگر پوسیده گــردد استخوانم نگردد مهرت از جانم فراموش نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
15:28 - |
| از طرف کسی که تو را صادقانه دوست دارد
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
15:12 - |
| منم عاشق تو را با غم چه کار است
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
14:21 - |
| آرزو
كاش بر ساحل رودي خاموش ، عطر مرموز گياهي بودم
چون برآنجا گذرت ميافتاد به سروپاي تو لب ميسودم كاش چون ناي شبان ميخواندم به نواي دل ديوانه تو خفته بر هودج مواج نسيم ميگذشتم زدر خانه تو كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره ميتابيدم ازپس پردة لرزان حرير رنگ چشمان تورا ميديدم كاش چون آيينه روشن ميشد دلم از نقش تو و خنده تو كاش چون برگ خزان ، رقص مرا نيمه شب ماه تماشا ميكرد در دل باغچة خانة تو . نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
13:49 - |
| آشناي غم تنهايي من
آشناي غم تنهايي من
داغ دستان مرا باور کن که براي تو چنين مي سوزد روح لغزنده شبهاي مرا باور کن
که به ياد و چنين مي شورد طپش قلب مرا باور کن که به نام تو چنين مي کوبد
نازنين باور تنهايي من شعله قلب مرا باور کن رقص آتش شدن و بودن را
تو بيا قاصدک بوته آرام خيال در ميان غم وغوغاي وصال مرگ مرداب مرا باور کن
قصه عاشق صادق شدن ساحل را اي که فقدان تو عصيان من است غم تنهايي تو مرگ من است حاصل عمر تو بر جان من است نازنين عمر مرا باور کن نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
13:42 - |
| کاش می دانستم چیست
نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
13:40 - |
| نمی بخشمت و می بخشمت
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هايی كه از صورتم گرفتی به خاطر تمام اشک هايی كه بر صورتم نشاندی به خاطر دلم كه شكستی به خاطر احساسم كه پرپر كردی به خاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی و می بخشمت بخاطر عشقی كه بر قلبم حك کردی نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
13:37 - |
| یه شعر که تقدیم به عشقم سارا می کنم
رفـــتــی و بـــعد از تــو مــــن،تـــنـهای تـــنـها مــانده ام باز بــا رنج و غــم دوری،شکیبا مـــانــــده ام در پــیــت دیـــگر نــتــوانـم غـــبــار ره شــوم من که چون نقش قدمهای تو بر جا مانده ام همچنین ناقوس بیرنگم که هــنــگام غــروب ساربانم برده از یاد و به صــحــرا مــانده ام بی نیازت دیده ام با خــویشتن،امــا هــنـوز همچنان من در نــــیـاز و در تــمنـا مانده ام ره نورد باد پیمایت ســـبک ســــر می رود با من درمانده سر در پیش و از پا مانده ام چون رســـد امروز بــا من وعـــده فردا مکن در فریب وعده امـــروز و فــــردا مـــانـده ام یاد گوهر نــاشناسان دیــــده ام دریـــا کند گوهری هستم که در آغوش دریا مانده ام مــیـــرود بـــا دیـــگرانم می سپارد او تمیز خــود نمی داند که من تنهای تنها مانده ام نگارنده : کسی که سارا را می پرستد در تاريخ : شنبه بیست و هفتم مرداد 1386
13:36 - |
| |